احمد بن محمد ميبدى
30
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
از حضرت امام محمّد باقر ( ع ) ( امام پنجم شيعيان ) نقل شده كه فرمود : وقتى عيسى نهساله شد مادرش او را به معلّم سپرد ، معلّم به او گفت بگو : بسم اللّه الرّحمن الرّحيم عيسى گفت : بسم اللّه . . . آنگاه مؤدّب گفت : بگو : ابجد عيسى ، گفت : الف آلاء خدا ، باء بهجت خدا ، جيم جلال خدا ، دال دين خدا ! مؤدّب به مريم گفت : دست پسرت بكير و برو كه نيازى به آموزنده و آدابآموز ندارد ! تفسير لفظى [ آيات 39 الى 60 ] 39 - وَ أَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الْأَمْرُ وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ وَ هُمْ لا يُؤْمِنُونَ . ( اى پيغمبر ) آنان را از روز حسرت و ندامت بترسان آنگاه كه خلق را بر سر دو راه گسيل كنند و آنگاه كه كار برگزار شده و ايشان در غفلتند و نمىگروند ! 40 - إِنَّا نَحْنُ نَرِثُ الْأَرْضَ وَ مَنْ عَلَيْها وَ إِلَيْنا يُرْجَعُونَ . مائيم كه زمين را و هركه روى آنست ميراث مىبريم و همه را بسوى ما بازآرند . 41 - وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِبْراهِيمَ إِنَّهُ كانَ صِدِّيقاً نَبِيًّا . ياد كن در اين كتاب از ابراهيم ، كه او راسترو و راست كردار و راستگو پيغمبرى بود . 42 - إِذْ قالَ لِأَبِيهِ يا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ ما لا يَسْمَعُ وَ لا يُبْصِرُ وَ لا يُغْنِي عَنْكَ شَيْئاً . هنگامى كه به پدر خود گفت : چرا چيزى را مىپرستى كه نه مىشنود و نه مىبيند و تو را سود ندارد و به كار هيچ چيز نيايد ؟ ! 43 - يا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ ما لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِراطاً سَوِيًّا . اى پدر ، به من از دانش آنچه آمده به تو نيامده ، پس مرا پيروى كن تا راه راست و درست به تو بنمايم . 44 - يا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطانَ إِنَّ الشَّيْطانَ كانَ لِلرَّحْمنِ عَصِيًّا . اى پدر ، ديو را مپرست كه ديو خداوند را عاصى و نافرمان است . 45 - يا أَبَتِ إِنِّي أَخافُ أَنْ يَمَسَّكَ عَذابٌ مِنَ الرَّحْمنِ فَتَكُونَ لِلشَّيْطانِ وَلِيًّا . اى پدر ، من مىترسم كه عذابى از خداوند به تو رسد و تو به كام ديو شوى و از كسان وى گردى ! 46 - قالَ أَ راغِبٌ أَنْتَ عَنْ آلِهَتِي يا إِبْراهِيمُ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ لَأَرْجُمَنَّكَ وَ اهْجُرْنِي مَلِيًّا . پدر گفت : آيا مىخواهى از خدايان من بازايستى ؟ اگر بازنايستى از دشنام دادن خدايان ، تو را سنگسار مىكنم و يك چندى از من دور شو ! 47 - قالَ سَلامٌ عَلَيْكَ سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي إِنَّهُ كانَ بِي حَفِيًّا . ابراهيم گفت : درود بر تو ، ( اينك بريدم و رفتم ) آرى براى تو از خداى خويش آمرزش خواهم كه او به من مهربان و مرا نيكخواه است . 48 - وَ أَعْتَزِلُكُمْ وَ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ أَدْعُوا رَبِّي عَسى أَلَّا أَكُونَ بِدُعاءِ رَبِّي شَقِيًّا . من از شما جدائى جويم و از آنچه كه جز خداى يگانه مىخوانيد بىزارم ، و تنها خداى خود را مىخوانم ، باشد كه من با خواندن خداى خويش و پرستيدن او بدبخت نمانم . 49 - فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ وَ ما يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ كُلًّا جَعَلْنا نَبِيًّا . چون ابراهيم از آنها ؟ ؟ ؟ كناره گرفت و از آنچه مىپرستيدند فرود از خداى يگانه دورى كرد ، ما اسحاق و يعقوب را به او بخشيديم ، و همهء آنها را پيغمبر گردانيديم . 50 - وَ وَهَبْنا لَهُمْ مِنْ رَحْمَتِنا وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ صِدْقٍ عَلِيًّا . و ايشان را از رحمت خويش بهرهمند ساختيم و ايشان را سخن نيكو و زبان راست و آواى بلند داديم . 51 - وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ مُوسى إِنَّهُ كانَ مُخْلَصاً وَ كانَ رَسُولًا نَبِيًّا . و ياد كن ( اى محمّد ) در كتاب ( قرآن ) موسى را كه بندهء گرويده و پاك و فرستادهء ما و پيغمبر بود .